تقویت نقش افکارعمومی جهت تقویت روابط عاطفی مدیران و کارکنان، جایگاه روابط عمومی در اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در سازمانها از دیگر کارکردهای لازم هرنهاد است.
توجه ویژه به روابط عمومی، به عنوان نهادی که می تواند به صورت نظام مند، برنامه ریزی شده و سنجیده در جهت ایجاد، حفظ و گسترش تعامل و تفاهم مدیران با کارکنان اقدام کند، بسیار حائز اهمیت است.
آن چه درمحیط کار ما متأسفانه به اشکال و صور گوناگونی باعث شده،
افکارعمومی همچنان بی اثر و یا کم اثر جلوه کند، همانا اقتدارگرایی
مدیران، رواج سیستم ارادت سالاری به جای شایسته سالاری، نگاه ابزاری
به افکار عمومی، دانای کل جلوه دادن برخی مدیران، بیگانگی سازمانی و
یا بیگانگی حرفه ای بسیاری از مسئولان، پایین بودن آگاهی بعضی از
کارکنان و مدیران ارشد به اهمیت و نقش افکار عمومی بوده است.
همچنین کم مهارتی و مشکل فنی و ضوابط قانونی و اداری برای کار روابط عمومی
ها، آسیب پذیری همبستگی و روح کار جمعی در مدیران (درعمل و نه به عنوان
ژستهای ژورنالیستی!!!) و مطلق اندیشی چه در مدیران میانی و چه برخی از مدیران
سازمان،
بی توجهی به طرح های پژوهشی و افکارسنجی- که همه و همه
موجبات بی توجهی یا کم توجهی به افکار عمومی را سبب شده و عدم
مشارکت کارکنان در تصمیم گیری ها را که از دغدغه های جدی است-
باعث شده است.
انتظار می رود با گماردن مدیران علمی ارزش گرا و فرآیند محور، مدیرانی در مصدر امور
پرستاری قرار گیرند که از لحاظ فنی، تخصصی، تجربی و توانمندی های فردی با
برنامه ریزی
ارتباطی ویژه و پژوهش های افکار عمومی توانایی جلب مشارکت عمومی و
اعتمادسازی در افکار عمومی را دارا باشند و فرآیند توسعه سازمانی و تحقق عملی
کارکردهای سازمانی را به نحو مطلوبی فراهم کنند. مسئولین پرستاری بیمارستان
ما
تاکنون نتوانسته اند به طور کامل نگاه حرفه ای و تخصصی را در خود ایجاد نمایند؛ چرا که از یک طرف غالب مسئولان به این هنر و فن توجهی نکرده اند و از طرفی بسیاری از مدیران ما با کارکردهای ایده آل آشنا نبوده اند.
شعار مهرورزی، عدالت گستری، خدمت به بندگان خدا و پیشرفت مادی و معنوی کشور (شعارهای ریاست جمهوری جدید) نیاز به مکانیزم هایی دارد و یکی از این سازوکارها: توجه به خواست عمومی وبقولی افکار عمومی هستند.
روابط عمومی مدون و برنامه ریزی شده یکی از ابزارهای قوی مدیریت افکار است، روابط عمومی به عنوان اصلی ترین حلقه ارتباط بین مدیران و کارکنان، مسئولیت خطیری در فرآیند دسترسی مدیران و افکار جمعی کارکنان دارند.
بدون شک روابط عمومی به عنوان یک «فن» و «هنر» نقش بسزایی در برقراری و تسهیل ارتباط دوسویه بین مدیران سازمان و کارکنان دارد، به طوری که امروزه کمتر سازمانی را می توان یافت که خود را بی نیاز از روابط عمومی بداند و در عین حال موفقیت های چشمگیری را در زمینه های مورد نظر و تحقق اهداف از پیش تعیین شده به دست آورده باشد.
اما اگر مدیران با تکیه بر افکار عمومی بخواهند تأثیر گذار باشند، باید از همه نظر در «جایگاه» بایسته و شایسته خود قرار داشته باشند.
اگر در رأس هر حوزه مدیری لایق، متین و کارآمد وجود داشته باشد، می تواند با به کار گماری کارگزارانی با مهارت در این موضوعات منشأ اثر در جهت تحقق اهداف سازمانی باشند.
۱- توجه جدی به افکار همه کارکنان در ایجاد حرکت، اصلاح و جریان سازی سالم
بدون در نظر گرفتن امیال و رویکردهای سیاسی مخرب که متأسفانه یکی از معضلات
مدیریت است.
۲- ارائه مشاوره های مؤثر به مدیران ارشد سازمان که این در صورتی محقق خواهد شد که مدیر هرحوزه بهره ای از علوم مشاوره ای، روانشناسی، علوم تربیتی، جامعه شناسی، مردم شناسی و ... داشته باشد؛ که این موضوع خلأ بزرگی در بسیاری از مدیران فعلی مااست.
۳- دفاع از جایگاه حوزه کاری در مقابل دخالت های غیرمسئولانه واحدها و افراد.
۴- حفاظت از حریم سازمان در مقابل جوسازی ها، خلاف گویی ها، دروغ پردازی ها، تهدیدها و ... این در حالی محقق می شود که مدیر آن حوزه خود مبرا از این مسائل باشد.
۵- خروج از موضع انفعالی به موضع فعال (در حال حاضر بسیاری از مدیران حوزه
پرستاری کاملاً از موضع انفعالی در مقابل مدیران برخوردار می باشند.)
۶- تغییر فرهنگ سازمانی غلط، به این نکته باید توجه کرد، کارگزار هرحوزه موقعی در جهت تغییر فرهنگ سازمانی می تواند حرکت کند که با مقوله فرهنگ آشنایی داشته و دیگر این که با علم رفتار سازمانی مأنوس باشد.
۷- ایجاد حسن رابطه بین کارکنان، مشاوران و مدیران سازمان.
۸- کمک در جذب استعدادهای درخشان کارکنان یا به عبارتی ایجاد بستری مناسب در
جهت بالندگی اندیشه کارکنان.
۹- تقویت ارزش ها و ویژگی های مطلوب انسانی.
۱۰- معرفی الگوهای آموزشی مناسب درون سازمانی و برون سازمانی.
۱۱- سازماندهی خبری سازمان (تلاش برای اطلاع یابی و اطلاع رسانی به موقع با
روش ها و ابزارهای ارتباطی.)
۱۲- تدوین نظام ارتباطی منسجم و تبلیغی شفاف و روشن.
۱۳- تغییر نگرش مسئولان نسبت به نقش حوزه پرستاری و جایگاه و اهمیت آن.
۱۴- جهت گیری و جهت دهی سازمان به سوی کارمند محوری.
۱۵- همکاری فعال و مستمر با کارکنان پرستاری.
۱۶- تأکید هماهنگ بر بهبود روابط درون سازمانی و برون سازمانی.
۱۷- تنظیم برنامه مدون و سالیانه برای عمل به شعائر و برگزاری مراسم مربوطه و غیره...
۱۸ -انعکاس انتقادات و اخبار به صورت شفاف و عدم ممیزی نمودن آن به مسئولان و
دریافت بازخورد آن جهت ارائه به کارکنان.
۱۹- برگزاری جلسات داخلی بین کارکنان و مدیران به صورت ماهیانه یا فصلی.
۲۰- تهیه مقاله های علمی در حوزه فعالیت های سازمان و نشر آن در رسانه های
گروهی.
۲۱- معرفی مطلوب مقالات و تحقیقات کارکنان در سطح سازمان.
۲۲- انعکاس تجربه های موفق کارکنان سازمان.
۲۳- چاپ بروشور پیام های آموزشی، پژوهشی و دیگر فراورده های سازمانی.
۲۴- ایجاد برنامه نظامند همدردی با خانواده های سازمان بدون تبعیض قائل شدن.
با روی کار آمدن کابینه دولت جدید، بدیهی است مدیریت ها در سازمانها و دستگاههای اجرایی نیز دستخوش تغییر و تحول شد که در این میان بر اساس تجارب گذشته تغییرات واحدهای پرستاری به جهت ماهیت کاریشان باید سریع تر از سایر مدیریت های سازمانی می بود. چرا که تنظیم کننده مدیریت ارتباط بین سازمان و کارکنان خواهد بود و به نوعی وظیفه خطیرخدمت رسانی به خیل عظیم بیماران وکارکنان حوزه پرستاری را برعهده خواهد داشت.
اگر مدیران سازمانی می خواهند هنر مردم داری را تحقق بخشند،
لازمه آن به کارگیری مدیران کاردان، متخصص، بااخلاق و هنرمند
در برقراری ارتباط با مخاطبان است. به هر حال می توان گفت دوران
حبس اطلاعات به سر آمده است و مردم خواهان انتشار اطلاعات
شفاف و روشن هستند.
(خدا به داد من برسد از فردا......)





نوشته شده توسط علیرضا ژیانپور در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386
ساعت 11:44 موضوع |
لینک ثابت